Slide background

جستجوي مقاله (جستجوی پیشرفته)

در این قسمت شما می توانید عنوان یا قسمتی از خلاصه مقاله مورد نظر خود را در کادر زیر وارد نمونه و لیست مقالات مرتبط را مشاهده نمایید

آخرین شماره

No 9
شماره 9 سال سوم
تابستان 1395
دانلود فایل |

آخرین مقالات منتشر شده

هدف پژوهش حاضر شناخت تأثیر آموزش کارکنان بر توانمندسازی منابع انسانی در یکی از مؤسسات صنایع دفاعی می‌باشد. پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از لحاظ شیوه گرد‌آوری داده‌ها توصیفی- پیمایشی محسوب می‌شود. جامعه آماری آن شامل کلیه کارکنانی است که دارای مدرک فوق دیپلم به بالا می‌باشند و در دوره‌های آموزشی مدنظر شرکت کرده‌اند و با روش نمونه‌گیری تصادفی 76 نفر انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفته‌اند. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته است که از روایی و پایایی قابل قبول برخوردار است. در تحلیل داده‌ها در بخش توصیفی از ميانگين و انحراف استاندارد و در بخش استنباطي نيز از آزمون‌هاي T-test تک‌نمونه‌ای و گروه‌های مستقل و تحليل واريانس Anova و از آزمون تعقیبی توکی و آزمون فریدمن استفاده گرديده است. بر اساس یافته‌های تحقیق مشاهده شد که آموزش کارکنان بر توانمندسازی منابع انسانی تأثیر مثبت و معنادار دارد و آموزش کارکنان بر ابعاد توانمندسازی (روشنی اهداف، رفتار اخلاقی، ارتقاء روحیه، پیشبرد کار تیمی و ایجاد محیط کاری سالم) تأثیری معنادار دارد. اما بر ابعاد ارتباطات سازنده و ایجاد روحیه مشارکت‌جویی تأثیری نداشته است همچنین سن، میزان تحصیلات، سابقه خدمت و پست سازمانی بر نگرش کارکنان در زمینه توانمندسازی تأثیر دارد. اما نوع دوره آموزشی بر نگرش کارکنان نسبت به تأثیر آموزش بر توانمندسازی منابع انسانی تأثیری ندارد. در نهایت اولویت‌بندی تأثیر آموزش کارکنان بر ابعاد توانمندسازی نشان می‌دهد ارتقاء روحیه بیشترین و ارتباطات کمترین مقدار را به خود اختصاص داده است.
اباصلت خراسانی - علیرضا جوانبخت - سید شمس الدین چاوشی
DOI : 0
کلمات کلیدی : آموزش ضمن خدمت، توانمندسازی، منابع انسانی
پژوهش حاضر به شناسايي عوامل سازماني زمینه¬ساز انتقال يادگيري به محيط کار در شرکت ملي گاز ايران با استفاده از رویکرد کیفی و روش مطالعه موردی صورت گرفت. به منظور گردآوری داده¬ها از مصاحبه نیمه‌ساختار یافته استفاده شد. جامعه پژوهش شامل خبرگان دانشگاهي، مديران و معاونان منابع انساني و آموزشي شرکت ملي گاز ايران بوده که با توجه به سطح اشباع داده‌ها، 16 نفر از آن‌ها به صورت هدفمند انتخاب شدند. براي تحليل داده‌ها از فن تحليل موضوعي (تم) استفاده شد و روايي يافته‌هاي پژوهش با استفاده از روش‌هاي بررسي توسط اعضاء و چندسويه‌نگري منابع داده‌ها تضمين گرديد. همچنين، به منظور سنجش پايايي کد‌گذاري‌هاي انجام شده، از روش‌هاي پايايي باز آزمون و توافق درون موضوعي استفاده شد. پس از مرور و سازماندهي متون مصاحبه‌ها، محقق کدها يا مفاهيم اوليه را شناسايي و در ادامه کدهاي مشابه در طبقه‌هايي خاص قرار گرفتند. سپس، براي هر يک از اين طبقات عناويني، که نمايانگر کل کدهاي آن طبقه باشند، انتخاب گرديد و در نتيجه، مقوله¬هاي اصلي سازماني اثرگذار بر انتقال يادگيري به محيط کار در شرکت ملي گاز ايران شناسايي شد که شامل؛ فرهنگ سازماني، جو سازماني، حمايت سازمانی، پیامد سازمانی، مديريت عملکرد، عدالت سازماني، خصیصه¬های مدير مستقیم، مشارکت در تصميم‌گيري، محيط يادگيرنده، فرصت کاربرد و تناسب شغل و شاغل مي¬باشد.
علیرضا یوزباشی - خدایار ابیلی - سید کمال خرازی - مهدی سبحانی نژاد
DOI : 0
کلمات کلیدی : عوامل سازماني، انتقال يادگيري، محيط کار، شرکت ملي گاز ايران
هدف از این پژوهش، فهم تجربه¬های زیسته کارکنان دانشگاه فردوسی مشهد از آموزش¬های سازمانی است که با رویکرد کیفی و روش پدیدارشناسی انجام شده است. ابزار جمع¬آوری اطلاعات، مصاحبه عمیق است که مشارکت‌کنندگان در مصاحبه، به صورت هدفمند انتخاب شدند. حجم نمونه با توجه به اشباع نظری تعیین شد که تعداد نهایی شرکت‌کنندگان در مصاحبه 9 نفر از کارکنان غیر هیئت علمی دانشگاه فردوسی مشهد بودند. یافته¬های پژوهش نشان می¬دهد که کارکنان، آموزش را به عنوان حقی انسانی و پدیده¬ای در هم تنیده با دیگر جوانب مدیریت منابع انسانی تجربه کرده¬اند. تجربه آموزش¬های غیرحرفه¬ای و ناظر به نیازهای فردی آنان نیز، نشان می¬دهد که آموزش¬ها در سازمان، لزوماً به آموزش¬های حرفه¬ای محدود نمی¬شود و آموزش¬های ناظر به نیازهای فردی و عمومی آنها موجب رضایت بیشتر آنان خواهد شد. در نهایت در این پژوهش، مدلی اکتشافی از آموزش سازمانی در دانشگاه فردوسی مشهد به دست آمد.
سمیه ابراهیمی کوشک مهدی - رقیه فاضل - محمدرضا آهنچیان
DOI : 0
کلمات کلیدی : آموزش کارکنان، پدیدارشناسی، بهسازی سازمان، دانشگاه فردوسی مشهد
هدف این پژوهش مطالعه تأثیر مدیریت دانش بر توسعه منابع انسانی در شهرداری منطقه 4 تهران جهت ارایه پیشنهادات کاربردی برای افزایش سطح توانمندی‌های سرمایه انسانی از مجرای استقرار نظام مدیریت دانش بوده است. پس از مرور ادبیات و پیشینه‌ پژوهش به منظور تعریف مدیریت دانش چهار مؤلفه‌ شناسایی، کسب، توسعه و تسهیم و برای توسعه منابع انسانی چهار مؤلفه‌ توسعه‌ نگرشی، دانشی، رفتاری و مهارتی حاصل شدند. با پیروی از فسلفه‌ اثبات‌باوری، رویکرد قیاسی (کمی) و روش پیمایش، از پرسش‌نامه (مشتمل بر 45 پرسش) جهت گردآوری داده‌ها استفاده شده است. روایی صوری و محتوایی پرسشنامه از طریق انتخاب پرسشنامه استاندارد و ارایه آن به خبرگان، روایی سازه از طریق انجام تحلیل عاملی تأییدی و پایایی از طریق ضریب آلفای کرونباخ (91/0) تأیید شدند. جامعه آماری پژوهش کارشناسان، کارشناسان ارشد و مدیران این سازمان به تعداد 1100 نفر بود و نمونه آماری به روش تصادفی ساده و به حجم 285 نمونه انتخاب شدند. نرمال بودن داده‌ها از مجرای آزمون کولموگروف اسمیرنوف و روابط بین متغیرها و برازش مدل مفهومی پژوهش از طریق آزمون همبستگی پیرسون و آزمون معادلات ساختاری تأیید شدند. در نهایت مشخص شد که مدیریت دانش در توسعه منابع انسانی نقش معناداری (ضریب همبستگی 857/0 و بار عاملی 81/0) را ایفا می‌کند. همچنین مشخص شد که شناسایی، کسب، توسعه و تسهیم دانش بر توسعه دانشی، نگرشی، رفتاری و مهارتی سرمایه انسانی مؤثر است. در نتیجه یکی از نتایج مورد انتظار از توسعه نظام مدیریت دانش می‌تواند توسعه سرمایه انسانی در تمامی ابعاد باشد. همچنین، می‌توان نتیجه گرفت که یکی از ابزارهای توسعه منابع انسانی استقرار نظام مدیریت دانش است.
شهرام خلیل نژاد - امیر مهری
DOI : 0
کلمات کلیدی : مدیریت دانش، توسعه منابع انسانی، شهرداری تهران، ایران
در سال‌های اخیر، استفاده از نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی برای بهسازی عملکرد کارکنان در سازمان‌ها متداول شده است. بی‌شک طراحی مناسب این روش جدید نقش تعیین‌کننده‌ای در اثربخشی و کارایی آن دارد. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف ارائه چهارچوبی برای طراحی نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی انجام شد. روش تحقیق مورد استفاده در این مطالعه، تحلیل محتوای کیفی از نوع قیاسی بود. جامعه پژوهش، شامل کلیه‌ منابع و مقالات مرتبط نمایه شده در پایگاه‌های اطلاعاتی پروکوئیست، اسپرینگر، ساینس‌دایرکت، امرالد، ابسکو، سیج، اریک، و گوگل اسکولار بود. نمونه‌برداری از این منابع با روش نمونه‌گیری هدفمند انجام گرفت، 45 مقاله و کتاب مطابق معیارهای مورد نظر بررسی شد، و داده‌های حاصله برای تشکیل چهارچوب پیشنهادی تلفیق گردید. در نتیجه این پژوهش؛ هفت اصل زمینه‌ شغلی، رابط کاربر، سنجش و نظارت، دسترسی به منابع پشتیبانی عملکرد، انطباق‌پذیری، پاسخ‌دهی فوری، و قابلیت استفاده جهت رعایت در نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی شناسایی گردید، راهبردهایی نیز برای عملیاتی ساختن آنها ارائه شد و در نهایت چهارچوبی برای چگونگی کاربست این اصول و راهبردها در طراحی نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی پیشنهاد گردید. نتایج به دست آمده از این پژوهش می‌تواند راهنمای طراحان نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی در انتخاب و تدارک نظام پشتیبانی عملکرد کارا و اثربخش برای ارتقای عملکرد کارکنان سازمان باشد.
کیومرث تقی پور - هاشم فردانش - جواد حاتمی - ناصر مزینی
DOI : 0
کلمات کلیدی : پشتیبانی عملکرد، نظام پشتیبانی عملکرد الکترونیکی، طراحی عملکردمحور

ابتداقبلی12بعدیانتها مشاهده 1 تا 5 ( از 10 رکورد)