• فهرست مقالات غلامرضا شمس مورکانی

      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - ارزیابی اثربخشی دوره آموزشی مدیریت اجرایی در شرکت ملی گاز ایران براساس مدل کرک پاتریک
        غلامرضا شمس مورکانی مهسا  سیفی حسین‌آبادی
        پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی دوره¬ آموزشی مدیریت اجرایی، در شرکت ملی گاز ایران، با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفته¬است. جامعه آماری شامل کلیه افراد شرکت¬کننده در این دوره می¬باشد. برای جمع¬آوری داده‌های این پژوهش بر مبنای چهار سطح کرک پاتریک، از مصاحبه نیمه¬ساختمند چکیده کامل
        پژوهش حاضر با هدف ارزیابی اثربخشی دوره¬ آموزشی مدیریت اجرایی، در شرکت ملی گاز ایران، با روش توصیفی-پیمایشی انجام گرفته¬است. جامعه آماری شامل کلیه افراد شرکت¬کننده در این دوره می¬باشد. برای جمع¬آوری داده‌های این پژوهش بر مبنای چهار سطح کرک پاتریک، از مصاحبه نیمه¬ساختمند و پرسشنامه محقق¬ساخته که روایی و پایایی آنها با مقدار قابل قبول مورد تأیید قرار گرفته، استفاده شده¬است. همچنین برای تجزیه و تحلیل داده¬های کمی از آمار توصیفی و استنباطی با استفاده از نرم¬افزارهای Spss و Excel و به منظور تجزیه و تحلیل داده¬های کیفی حاصل از مصاحبه نیمه¬ساختمند و سؤالات باز-پاسخ پرسشنامه از روش تحلیل محتوا به روش مقوله¬بندی اقدام شده¬است. یافته-ها نشان می¬دهند شرکت¬کنندگان نسبت به طراحی، محتوا، مدرس و سازماندهی دوره مذکور رضایت بالایی دارند و تا حدودی آموخته¬های خود را از طریق «گفتگوهای غیر رسمی» در محیط کار بکار می¬گیرند. از طرفی دیگر وجود ارتباط نزدیک بین نتایج مورد انتظار و از قبل تعیین شده با نتایج حاصل شده از برگزاری دوره، می¬توان نتیجه گرفت دوره مدیریت اجرایی، اثربخش بوده¬است جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - آسیب¬شناسی فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی بر اساس مدل سه شاخگی (مورد مطالعه: صنایع الکترونیکی فجر)
        غلامرضا شمس مورکانی علی  فاطمی صفت
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬ چکیده کامل
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬گیری در دسترس به مطالعه اسناد و تحقیقات مرتبط پرداخته شد و پس از مقوله¬بندی آسیب¬ها بر اساس مدل تحقیق، چارچوب مصاحبه تدوین و با استفاده از روش نمونه¬گیری هدفمند با 10 نفر از کارکنان و مدیران به منظور شناسایی آسیب¬های فعالیت¬های آموزش و بهسازی صنایع الکترونیکی فجر، مصاحبه انجام شد. در مرحله کمی پژوهش، پس از تبدیل آسیب¬های شناسایی شده به گویه¬ها و تدوین ابزار پرسشنامه، نسبت به اجرای آن اقدام شد. این افراد با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه¬ای بر اساس فرمول کوکران از جامعه آماری که 250 نفر، شامل کارمندان و مدیران صنایع الکترونیکی فجر بودند، 126 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده¬¬های کمی از آمار توصیفی و آمار استنباطی (t تک نمونه¬ای، طیف مطلوبیت نانلی، t گروه¬های مستقل، برآورد میانگین جامعه و آزمون فریدمن) استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که واحد آموزش صنایع الکترونیکی فجر در تمام ابعاد مدل اعم از بعد فرایندی، ساختاری و محیطی و در تمامی مقوله-های هریک از ابعاد در وضعیت کاملاً آسیب و نسبتاً آسیب قرار دارد جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - آسیب¬شناسی فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی بر اساس مدل سه شاخگی (مورد مطالعه: صنایع الکترونیکی فجر)
        غلامرضا شمس مورکانی
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬ چکیده کامل
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬گیری در دسترس به مطالعه اسناد و تحقیقات مرتبط پرداخته شد و پس از مقوله¬بندی آسیب¬ها بر اساس مدل تحقیق، چارچوب مصاحبه تدوین و با استفاده از روش نمونه¬گیری هدفمند با 10 نفر از کارکنان و مدیران به منظور شناسایی آسیب¬های فعالیت¬های آموزش و بهسازی صنایع الکترونیکی فجر، مصاحبه انجام شد. در مرحله کمی پژوهش، پس از تبدیل آسیب¬های شناسایی شده به گویه¬ها و تدوین ابزار پرسشنامه، نسبت به اجرای آن اقدام شد. این افراد با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه¬ای بر اساس فرمول کوکران از جامعه آماری که 250 نفر، شامل کارمندان و مدیران صنایع الکترونیکی فجر بودند، 126 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده¬¬های کمی از آمار توصیفی و آمار استنباطی (t تک نمونه¬ای، طیف مطلوبیت نانلی، t گروه¬های مستقل، برآورد میانگین جامعه و آزمون فریدمن) استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که واحد آموزش صنایع الکترونیکی فجر در تمام ابعاد مدل اعم از بعد فرایندی، ساختاری و محیطی و در تمامی مقوله-های هریک از ابعاد در وضعیت کاملاً آسیب و نسبتاً آسیب قرار دارد جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - آسیب¬شناسی فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی بر اساس مدل سه شاخگی (مورد مطالعه: صنایع الکترونیکی فجر)
        غلامرضا شمس مورکانی علی  فاطمی صفت
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬ چکیده کامل
        تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت¬بندی آسیب¬های موجود فعالیت¬های آموزش و بهسازی منابع انسانی صنایع الکترونیکی فجر (شامل سه بعد فرایند، ساختار و محیط) انجام شده است. رویکرد پژوهش حاضر از لحاظ روش، ترکیبی است؛ بدین معنا که در گام اول (مطالعه کیفی) ابتدا براساس روش نمونه¬گیری در دسترس به مطالعه اسناد و تحقیقات مرتبط پرداخته شد و پس از مقوله¬بندی آسیب¬ها بر اساس مدل تحقیق، چارچوب مصاحبه تدوین و با استفاده از روش نمونه¬گیری هدفمند با 10 نفر از کارکنان و مدیران به منظور شناسایی آسیب¬های فعالیت¬های آموزش و بهسازی صنایع الکترونیکی فجر، مصاحبه انجام شد. در مرحله کمی پژوهش، پس از تبدیل آسیب¬های شناسایی شده به گویه¬ها و تدوین ابزار پرسشنامه، نسبت به اجرای آن اقدام شد. این افراد با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه¬ای بر اساس فرمول کوکران از جامعه آماری که 250 نفر، شامل کارمندان و مدیران صنایع الکترونیکی فجر بودند، 126 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده¬¬های کمی از آمار توصیفی و آمار استنباطی (t تک نمونه¬ای، طیف مطلوبیت نانلی، t گروه¬های مستقل، برآورد میانگین جامعه و آزمون فریدمن) استفاده شده است. نتایج بیانگر آن است که واحد آموزش صنایع الکترونیکی فجر در تمام ابعاد مدل اعم از بعد فرایندی، ساختاری و محیطی و در تمامی مقوله-های هریک از ابعاد در وضعیت کاملاً آسیب و نسبتاً آسیب قرار دارد جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - آسیب‌شناسی انتقال یادگیری به محیط کار در سازمان‌های دولتی استان کردستان (یک پژوهش کیفی)
        سیروس قنبری غلامرضا شمس مورکانی محبوبه عارفی خلیل زندی
        هدف از این مطالعه کیفی، آسیب‌شناسی انتقال یادگیری به محیط کار بوده است. میدان مطالعه سازمان‌های دولتی استان کردستان و روش تحقیق، تحلیل داده‌بنیاد مبتنی بر رهیافت سیستماتیک بود. نمونه‌ای به حجم 48 نفر متشکل از کارکنان، سرپرستان، کارشناسان و مسئولین آموزش، مدیران ارشد، و چکیده کامل
        هدف از این مطالعه کیفی، آسیب‌شناسی انتقال یادگیری به محیط کار بوده است. میدان مطالعه سازمان‌های دولتی استان کردستان و روش تحقیق، تحلیل داده‌بنیاد مبتنی بر رهیافت سیستماتیک بود. نمونه‌ای به حجم 48 نفر متشکل از کارکنان، سرپرستان، کارشناسان و مسئولین آموزش، مدیران ارشد، و مدرسان و صاحب‌نظران آموزش و بهسازی منابع انسانی، به‌صورت نمونه‌گیری هدف‌مند مورد مطالعه قرار گرفتند. برای گردآوری اطلاعات، از مصاحبه‌های نیمه‌ ساختاریافته فردی استفاده شد و تحلیل هم‌زمان مصاحبه‌ها نیز با استفاده‌ از کدگذاری باز، محوری، منتخب و یادنوشت‌نگاری صورت گرفت. در نهایت با استفاده از روش بازخورد مشارکت‌کنندگان و تکنیک مثلث‌سازی تحلیل‌گر، از اعتبار تحلیل‌ها اطمینان حاصل شد. بر اساس نتایج به‌دست آمده، مهم‌ترین علل بی‌تفاوتی نسبت به انتقال یادگیری، وجود موانع انگیزشی، موانع مربوط به خصوصیات فردی، زمان‌بندی نامناسب، موانع مربوط به تدریس، محتوا و ارزشیابی، موانع اداری، موانع حمایتی و موانع معطوف به شغل بودند. بسترها و شرایط زمینه‌ساز بی‌تفاوتی نسبت به انتقال یادگیری نیز عبارت از فرهنگ سازمانی غیرحمایتی، نظام اداری مختل کننده، و فضای بی‌تفاوتی سازمانی بودند. راهبردهای کارکنان در مواجهه با چنین شرایطی ممکن است به صورت رفتارهای انفعالی، رفتارهای منفی و شاید رفتارهای جبرانی مثبت باشد. در نهایت پیامدهای چنین شرایطی، در سطح فردی عمدتاً سکونزدگی شغلی، اهمال‌کاری شغلی، عدم خلاقیت شغلی، رفتار‌های انحرافی؛ و در سطح سازمانی، اتلاف سرمایه‌گذاری‌های آموزشی و کاهش موفقیت سازمانی است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - آسیب¬شناسی و اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار (براساس مدل انتقال آموزش هالتون)
        غلامرضا شمس مورکانی حامد عباسی کسانی
        هدف از پژوهش حاضر، آسیب¬شناسی و اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار می¬باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و توسعه¬ای می¬باشد و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع آمیخته (کمی و کیفی) می¬باشد. برای آسیب¬شناسی انتقال آموزش به محیط کار از بررسی اسناد و همچنین مصاحبه نیمه¬س چکیده کامل
        هدف از پژوهش حاضر، آسیب¬شناسی و اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار می¬باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و توسعه¬ای می¬باشد و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع آمیخته (کمی و کیفی) می¬باشد. برای آسیب¬شناسی انتقال آموزش به محیط کار از بررسی اسناد و همچنین مصاحبه نیمه¬ساختارمند به عنوان ابزار گردآوری اطلاعات استفاده شد. جهت تحلیل یافته¬ها از روش تحلیل محتوا به شیوه مقوله¬بندی استفاده گردید. همچنین جهت شناسایی جامع آسیب¬ها، 13 واحد مطالعاتی به روش نمونه¬گیری دردسترس انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت و همچنین مصاحبه به صورت نیمه¬ساختارمند با 23 نفر از مشاوران، معلمان و مدیران مدارس صورت گرفت که به صورت هدفمند انتخاب شدند. نتایج نشان داد که در مجموع 36 آسیب در حوزه فردی، آموزشی و سازمانی انتقال آموزش به محیط کار وجود دارد. سپس به ارزیابی اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار از نظر مشاوران، معلمان، مدیران مدارس به وسیله پرسشنامه با پایایی 93/0 پرداخته شد. نمونه¬گیری به صورت طبقه¬ای نسبی بود و 297 نفر از مشاوران، معلمان و مدیران مدارس متوسطه رشته علوم انسانی شهر تهران نمونه آن را تشکیل دادند. جهت ارزیابی اثربخشی انتقال آموزش به محیط کار نیز از آزمون t تک نمونه¬ای استفاده شد. در نهایت نیز مشخص شد که عوامل ثانویه، عناصر انگیزشی، عوامل محیطی و عناصر توانایی انتقال آموزش به محیط کار در میان معلمان رشته علوم انسانی مقطع متوسطه شهر تهران مطلوب ارزیابی شدند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - شناسایی و مدلسازی مهم¬ترین چالش¬های بکارگیری آموزش الکترونیکی با رویکرد مدل¬سازی ساختاری تفسیری (ISM) در شرکت ملی گاز ایران
        فرزانه  تاری غلامرضا شمس مورکانی
        هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مدلسازی مهم¬ترین چالش¬های پیش‌روی بکارگیری آموزش الکترونیکی در شرکت ملی گاز ایران می¬باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع کیفی است. در این تحقیق ابتدا بر اساس روش نمونه¬گیری در دسترس به بررسی اسناد و تح چکیده کامل
        هدف از پژوهش حاضر، شناسایی و مدلسازی مهم¬ترین چالش¬های پیش‌روی بکارگیری آموزش الکترونیکی در شرکت ملی گاز ایران می¬باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ نحوه گردآوری اطلاعات، از نوع کیفی است. در این تحقیق ابتدا بر اساس روش نمونه¬گیری در دسترس به بررسی اسناد و تحقیقات مرتبط پرداخته شد و پس از شناسایی مؤلفه¬های مرتبط با چالش¬های بکارگیری آموزش الکترونیکی، در گام بعد براساس روش مدیریت تعاملی و با استفاده از نرم‌افزار الگوسازی ساختاری تفسیری (ISM) که یکی از شیوه¬های تحقیق کیفی است، با بررسی نظرات 7 نفر از خبرگان حوزه آموزش الکترونیکی در شرکت ملی گاز که به صورت هدفمند انتخاب شدند، تعداد 7 مؤلفه به عنوان چالش¬های نهایی بکارگیری آموزش الکترونیکی تعیین شده است. سپس ساختار ارتباطات فی¬مابینی و میزان اهمیت¬ آن¬ها در قالب یک شبکه تعاملی ترسیم گردید. براساس یافته¬های نهایی پژوهش، مهم¬ترین چالش¬های بکارگیری آموزش الکترونیکی در بخش ستاد شرکت ملی گاز عبارتند از: نبود دستورالعمل و ضعف در تهیه قوانین و مقررات، نبود الگوریتم و روش اجرایی مشخص، ضعف ارتباطات شبکه¬ای، عدم اطلاع¬رسانی درست از ظرفیت¬های آموزش الکترونیکی، محتوای ناکافی، اجرای نادرست آموزش الکترونیکی و بی¬انگیزگی کارکنان. بر این اساس، مشخص شد که «نبود دستورالعمل و ضعف در تهیه قوانین و مقررات» به عنوان مهم¬ترین چالش بکارگیری آموزش الکترونیکی بر روی سایر چالش¬های منتخب دیگر، اثرگذاری مستقیم و یا غیرمستقیم دارد. کاربرد یافته¬های تحقیق و پیشنهادهایی برای پژوهشگران آینده در انتهای پژوهش قرار گرفته است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - ارائه¬ی الگوی خودتوسعه ای رهبران: سنتزپژوهی پژوهش ها
        غلامرضا شمس مورکانی مهدی  صحرائی بیرانوند اباصلت خراسانی محمدصادق خیاطیان یزدی
        این پژوهش با هدف ارائه¬ی الگوی خودتوسعه¬ای رهبران بر اساس سنتزپژوهی پژوهش¬های گذشته صورت گرفته است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع سنتزپژوهی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش¬ها و مطالعات انجام شده در بازه زمانی 1970 تا 2020 در حوزه خودتوسعه¬ای رهبری به تعداد 2890 که چکیده کامل
        این پژوهش با هدف ارائه¬ی الگوی خودتوسعه¬ای رهبران بر اساس سنتزپژوهی پژوهش¬های گذشته صورت گرفته است. روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع سنتزپژوهی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل پژوهش¬ها و مطالعات انجام شده در بازه زمانی 1970 تا 2020 در حوزه خودتوسعه¬ای رهبری به تعداد 2890 که پس از مراحل مختلف حذف و کاهش، تعداد 61 پژوهش بعنوان نمونه انتخاب شد. منابع مرتبط به‌وسیله کدگذاری سه مرحله‌ای باز، محوری و انتخابی کدگذاری شدند. به‌منظور بررسی کیفیت کدگذاری، از قابلیت اعتماد، تأیید پذیری و اطمینان‌پذیری برای یافته‌ها استفاده شده و ضریب کاپای کوهن برای توافق بین ارزیابان عدد 75/0به¬دست آمده است. طبق یافته¬های این پژوهش مدل فرآیند خودتوسعه¬ای رهبران بدین‌صورت می‌باشد که عوامل خودتوسعه¬ای از طریق یکی از انواع خودتوسعه¬ای (ساختاریافته، هدایت‌شده یا فردی) و با استفاده از یکی از سازوکارهای خودتوسعه¬ای (خودرهبری،خودمدیریتی، خودنظم¬دهی و خودراهبری یادگیری) فرآیند خودتوسعه¬ای رهبران را شکل می¬دهند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - شناسایی عوامل کلیدی موفقیت مربی¬گری در سازمان‌ها با رویکرد فراترکیب: ارائه یک الگو
        سجاد قارلقی اباصلت خراسانی غلامرضا شمس مورکانی بهروز قلیچ لی
        هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موفقیت مربی¬گری در سازمان است. همچنین این پژوهش الگوی جامعی برای عوامل موفقیت مربی‌گری ارائه می‌کند. این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب با رویکرد هفت مرحله‌ای سندولوسکی و بارسو (2009) انجام شد. جامعه موردمطالعه شام چکیده کامل
        هدف پژوهش حاضر شناسایی عوامل موفقیت مربی¬گری در سازمان است. همچنین این پژوهش الگوی جامعی برای عوامل موفقیت مربی‌گری ارائه می‌کند. این پژوهش در چهارچوب رویکرد کیفی و با استفاده از روش فراترکیب با رویکرد هفت مرحله‌ای سندولوسکی و بارسو (2009) انجام شد. جامعه موردمطالعه شامل کلیه تحقیقات و مطالعات فارسی و انگلیسی چاپ‌شده در حوزه مربی‌گری در بین سال‌های 2000 تا 2020 می‌باشد. در این راستا، کلیدواژه‌های مرتبط با هدف پژوهش مورد جستجو قرار گرفت و مقالات و اسناد به‌دست‌آمده با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند و با توجه به معیارهای پذیرش موردبررسی قرار گرفتند که درنهایت 25 مقاله که از معیارهای ورود به مطالعه برخوردار بودند با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله¬ای (باز، محوری، انتخابی) تجزیه‌وتحلیل شدند. پایایی کدگذاری‌ها با استفاده از ضریب توافق کاپا در نرم‌افزار SPSS و با مقدار 0.75 تأیید شد و برای بررسی روایی پژوهش نیز یافته‌ها در اختیار 2 تن از خبرگان تحقیق کیفی قرار گرفت. بر اساس نتایج تحلیل داده‌ها 129 کدباز شناسایی شد که در 6 مقوله و 23 زیر مقوله دسته‌بندی شد که عبارت¬اند از صلاحیت‌های حرفه¬ای مربی (مهارت¬های ادراکی، مهارت¬های ارتباطی، مهارت¬های فنی، دانش و تجربه، ویژگی¬های شخصیتی و اخلاقی، اعتبار حرفه‌ای)، شرایط و ویژگی¬های متربی (تمایل و انگیزه، ویژگی-های شخصی، تعهد و مسئولیت¬پذیری، مهارت¬های شناختی، دانش و صلاحیت، جایگاه سازمانی)، فرایند مربی¬گری (برنامه¬ریزی و سازماندهی، شیوه¬های ارزیابی)، کیفیت رابطه (سطح رابطه، همکاری و توافق، احترام و اعتماد متقابل، یادگیری حرفه¬ای)، زمینه‌سازمانی (حمایت مدیران ارشد، فرهنگ‌سازمانی، عوامل ساختاری و استراتژیک) و زمینه بیرونی (عوامل فرهنگی، عوامل محیطی). جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        10 - آسیب شناسی نظام آموزش منابع انسانی در آموزش عالی: تدوین و اعتباریابی یک الگو
        خالد میراحمدی اباصلت خراسانی محمدتقی نظرپور غلامرضا شمس مورکانی
        هدف اصلي اين پژوهش، آسیبشناسی آموزش منابع انسانی در آموزش عالی و تدوين و اعتباريابي الگويی برای آن بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر شیوه گردآوری دادهها، ترکيبي اکتشافي متوالي و از نوع الگوسازي بوده که با استفاده از روش همسوسازي دادههاي چندگانه در دو چکیده کامل
        هدف اصلي اين پژوهش، آسیبشناسی آموزش منابع انسانی در آموزش عالی و تدوين و اعتباريابي الگويی برای آن بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر شیوه گردآوری دادهها، ترکيبي اکتشافي متوالي و از نوع الگوسازي بوده که با استفاده از روش همسوسازي دادههاي چندگانه در دو مرحله، چارچوب نظري اوليه تدوين و در قالب یک الگو اعتباريابي شد. برای شناسایی آسیبها، در مرحله اول با بهرهگیری از مطالعه موردی کیفی، دیدگاهها و تجارب 11 نفر از خبرگان با رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه-ساختمند مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، دادهها تحلیل شدند. در مرحله دوم با استفاده از روش پیمایشی، ابعاد و مؤلفههای استخراج شده از طریق پرسشنامه محققساخته از دیدگاه 98 نفر از مدیران و کارشناسان منابع انسانی دانشگاههای دولتی تهران بر اساس روش نمونهگیری تصادفی نسبتی بررسی شد. جهت تحلیل دادهها، برای اعتباریابی چهارچوب تدوین شده از تحلیل حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار اسمارت. پی. ال. اس استفاده شد. در نتیجه کدگذاری دادههای حاصل از تحلیل مصاحبه 215 کد استخراج شد که که در قالب 34 مؤلفه و 14 بعد؛ تجزیه و تحلیل مشاغل و شایستگی، نیازسنجی، طراحی و برنامهریزی، اجرای آموزش، ارزشیابی و پایش، انتقال آموزش، سیستمی، مدیریت دانش و تجارب، فرهنگ دانشگاهی و منابع انسانی، قوانین و اسناد بالادستی، مالی و بودجه، آشناسازی و آگاهی بخشی، ساختار سازمانی و منابع انسانی، و فنآوری دستهبندی و الگوی آسیبشناسی آموزش منابع انسانی دانشگاهها تدوین و اعتبارسنجی شد. متغیرهای ارزشیابی و پایش، طراحی و برنامهریزی و انتقال آموزش(با ضریب تعیین 74/0، 73/0، 71/0) بیشترین تبیین و متغیرهای مدیریت دانش و تجارب، قوانین و اسناد بالادستی و مالی و بودجه(با ضریب تعیین، 50/0، 40/0، 31/0) کمترین تبیین را از الگوی تدوین شده نشان دادند. جزييات مقاله