• فهرست مقالات


      • دسترسی آزاد مقاله

        1 - آسیبشناسی پدیده انتقال آموزش در آموزشهای ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش (مطالعه موردی استان خراسان رضوی)
        سید محمدتقی  سجادی
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی ا چکیده کامل
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی این فرایند اقدام گردید. در مرحله پایانی نیز به منظور اعتباربخشی نظریه پایانی از معیار‌های تناسب (بازنگری توسط شرکت کنندگان)، جامعیت (بازنگری توسط شرکت‌کنندگان)، قابلیت فهم (طراحی مدل و بازبینی توسط متخصصان و شرکت‌کنندگان)، شفافیت (توضیح روندکار) استفاده شد. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش نظریه مبنایی بود که محیط پژوهش (جامعه) شامل تمامی معلمان با سابقه در زمینه حضور در دوره‌های آموزشی ضمنخدمت بود. اطلاع‌رسان‌ها (نمونه) نیز شامل 23 نفر از معلمان استان خراسان رضوی بودکه براساس روش نمونه‌گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه‌های عمیق نیمهساختارمند و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها، روش پیشنهادی استراس و کوربین بود. نتایج حاوی دو پدیده‌ محوری "انتقال آموزش" و "یادگیری" بود که متأثر از عوامل زمینه‌ای مؤثر یادگیری (یادگیرنده، آموزش‌دهنده، محتوا، امکانات و تجهیزات آموزشی، زمان و مکان آموزش، ارزشیابی و بازخورد) بودند. این دو پدیده شامل پیامدهای نیز بودند که به دو دسته ‌پیامد برای معلمان (دید منفی و بی‌انگیزگی نسبت به سایر ضمن خدمت‌ها، اتلاف وقت، کاهش سطح و کیفیت تدریس) و پیامد برای دانش‌آموزان (بی‌نظمی و شلوغی در کلاس، بهره‌مندی از روش‌های کلیشه‌ای و تکراری، عدم بهره‌مندی از مطالب‌ روز، دل‌مردگی و روزمرگی) تقسیم شدند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        2 - آسیبشناسی پدیده انتقال آموزش در آموزشهای ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش (مطالعه موردی استان خراسان رضوی)
        سید محمدتقی  سجادی
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی ا چکیده کامل
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی این فرایند اقدام گردید. در مرحله پایانی نیز به منظور اعتباربخشی نظریه پایانی از معیار‌های تناسب (بازنگری توسط شرکت کنندگان)، جامعیت (بازنگری توسط شرکت‌کنندگان)، قابلیت فهم (طراحی مدل و بازبینی توسط متخصصان و شرکت‌کنندگان)، شفافیت (توضیح روندکار) استفاده شد. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش نظریه مبنایی بود که محیط پژوهش (جامعه) شامل تمامی معلمان با سابقه در زمینه حضور در دوره‌های آموزشی ضمنخدمت بود. اطلاع‌رسان‌ها (نمونه) نیز شامل 23 نفر از معلمان استان خراسان رضوی بودکه براساس روش نمونه‌گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه‌های عمیق نیمهساختارمند و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها، روش پیشنهادی استراس و کوربین بود. نتایج حاوی دو پدیده‌ محوری "انتقال آموزش" و "یادگیری" بود که متأثر از عوامل زمینه‌ای مؤثر یادگیری (یادگیرنده، آموزش‌دهنده، محتوا، امکانات و تجهیزات آموزشی، زمان و مکان آموزش، ارزشیابی و بازخورد) بودند. این دو پدیده شامل پیامدهای نیز بودند که به دو دسته ‌پیامد برای معلمان (دید منفی و بی‌انگیزگی نسبت به سایر ضمن خدمت‌ها، اتلاف وقت، کاهش سطح و کیفیت تدریس) و پیامد برای دانش‌آموزان (بی‌نظمی و شلوغی در کلاس، بهره‌مندی از روش‌های کلیشه‌ای و تکراری، عدم بهره‌مندی از مطالب‌ روز، دل‌مردگی و روزمرگی) تقسیم شدند جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        3 - آسیبشناسی پدیده انتقال آموزش در آموزشهای ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش (مطالعه موردی استان خراسان رضوی)
        سید محمدتقی  سجادی مرجان کیان
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی ا چکیده کامل
        پژوهش حاضر با هدف آسیب‌شناسی پدیده انتقال آموزش در آموزش‌های ضمنخدمت سازمان آموزش و پرورش آغاز شد که بدین منظور ابتدا به شناسایی دوره‌های آموزشی ضمنخدمت دچار شکست انتقال آموزش پرداخته شد در مرحله دوم به بررسی علل و پیامد‌های این امر، و در مرحله سوم به طراحی مدل توجیهی این فرایند اقدام گردید. در مرحله پایانی نیز به منظور اعتباربخشی نظریه پایانی از معیار‌های تناسب (بازنگری توسط شرکت کنندگان)، جامعیت (بازنگری توسط شرکت‌کنندگان)، قابلیت فهم (طراحی مدل و بازبینی توسط متخصصان و شرکت‌کنندگان)، شفافیت (توضیح روندکار) استفاده شد. رویکرد پژوهش حاضر از نوع کیفی و روش نظریه مبنایی بود که محیط پژوهش (جامعه) شامل تمامی معلمان با سابقه در زمینه حضور در دوره‌های آموزشی ضمنخدمت بود. اطلاع‌رسان‌ها (نمونه) نیز شامل 23 نفر از معلمان استان خراسان رضوی بودکه براساس روش نمونه‌گیری هدفمند و قاعده اشباع نظری انتخاب شدند. ابزار پژوهش، مصاحبه‌های عمیق نیمهساختارمند و روش تجزیه و تحلیل داده‌ها، روش پیشنهادی استراس و کوربین بود. نتایج حاوی دو پدیده‌ محوری "انتقال آموزش" و "یادگیری" بود که متأثر از عوامل زمینه‌ای مؤثر یادگیری (یادگیرنده، آموزش‌دهنده، محتوا، امکانات و تجهیزات آموزشی، زمان و مکان آموزش، ارزشیابی و بازخورد) بودند. این دو پدیده شامل پیامدهای نیز بودند که به دو دسته ‌پیامد برای معلمان (دید منفی و بی‌انگیزگی نسبت به سایر ضمن خدمت‌ها، اتلاف وقت، کاهش سطح و کیفیت تدریس) و پیامد برای دانش‌آموزان (بی‌نظمی و شلوغی در کلاس، بهره‌مندی از روش‌های کلیشه‌ای و تکراری، عدم بهره‌مندی از مطالب‌ روز، دل‌مردگی و روزمرگی) تقسیم شدند. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        4 - امکان‌سنجی پیاده‌سازی آموزش از طریق موبایل در شهرداری تهران
        سید محسن طباطبايي مزدآبادي
        نیازهای متنوع و متعدد آموزشی سازمان‌ها از یک سو و هزینه‌های بالا و صرف زمان زیاد برای آموزش از سوی دیگر باعث شده است که هرچه بیشتر روش‌هاي نوين آموزش و از جمله آموزش‌های از راه دور مورد توجه قرار گیرد. در این میان پیشرفت‌های سریع تکنولوژی به این امر سرعت بخشیده است. در چکیده کامل
        نیازهای متنوع و متعدد آموزشی سازمان‌ها از یک سو و هزینه‌های بالا و صرف زمان زیاد برای آموزش از سوی دیگر باعث شده است که هرچه بیشتر روش‌هاي نوين آموزش و از جمله آموزش‌های از راه دور مورد توجه قرار گیرد. در این میان پیشرفت‌های سریع تکنولوژی به این امر سرعت بخشیده است. در این تحقیق سعی بر آن است که امکان پیاده‌سازی آموزش از طریق موبایل به عنوان یکی از زیر مجموعه‌های آموزش از راه دور، در شهرداری تهران مورد بررسی قرار گیرد. جامعه آماری این تحقیق را کارکنان مالی و اداری شهرداری تهران تشکیل می‌دهند که تعداد 330 نفر از میان آن‌ها به عنوان حجم نمونه به صورت تصادفی انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده‌ها پرسشنامه می‌باشد که روایی و پایایی آن از طریق روش‌های استاندارد مورد تأیید قرار گرفته است. از آزمون tتک نمونه‌ای و آزمون فریدمن برای تجزیه و تحلیل داده‌ها استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می‌دهد شهرداری تهران به ترتیب اولویت از جنبه یادگیرنده، ابزاری و اجتماعی، آمادگی لازم برای پیاده‌سازی آموزش موبایلی را دارد. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        5 - تعیین میزان انطباق شایستگی‌های متولیان منابع انسانی شرکت‌های تولیدی و صنعتی با الگوی شایستگی‌های اولریش (مطالعه موردی شرکت فولاد مبارکه)
        ایرج سلطانی
        پژوهش حاضر به منظور تعیین میزان اعمال نقش¬های منابع انسانی عنوان شایستگی¬های مدیران منابع انسانی شرکت¬های تولیدی با الگوی شایستگی¬های اولریش، در شرکت فولاد مبارکه انجام شده است. از جامعه¬ آماری 32 نفری متولیان منابع انسانی 16 نفر و از جامعه 120 نفری مدیران اجرایی 90 نفر چکیده کامل
        پژوهش حاضر به منظور تعیین میزان اعمال نقش¬های منابع انسانی عنوان شایستگی¬های مدیران منابع انسانی شرکت¬های تولیدی با الگوی شایستگی¬های اولریش، در شرکت فولاد مبارکه انجام شده است. از جامعه¬ آماری 32 نفری متولیان منابع انسانی 16 نفر و از جامعه 120 نفری مدیران اجرایی 90 نفر به روش تصادفی و بر اساس جدول مورگان انتخاب گردید و با استفاده از الگوی شایستگی¬های اولریش دو نوع پرسشنامه برای مقایسه دیدگاه مدیران منابع انسانی از عملکرد خودشان و دیدگاه مدیران اجرایی از عملکرد متولیان منابع انسانی شرکت طراحی گردید. پس از آزمون آنوا، آزمون نرمالیتی، آزمون تی تک نمونه‌ای، آزمون تی دو نمونه مستقل نرمال و ضريب همبستگي پيرسون به منظور تجزيه و تحليل يافته‌ها استفاده شد و نهایتاً نتایج زیر بدست آمده است: عمل‌گرای معتبر با میانگین 12/3، عامل فرهنگ و تغییر با میانگین 98/2، مدیر استعداد/ طراح سازمان با میانگین 04/3، معمار استراتژی با میانگین 89/2، مجری عملیاتی با میانگین 98/2، هم پیمان کسب و کار با میانگین 96/2 و میانگین کل موارد 00/3 برآورد شده است جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        6 - مطالعه عوامل تأثیرگذار بر ادامه تحصیل کارکنان بانک انصار
        سمیه  دانشمندی
        پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر ادامه تحصیل کارکنان بانک انصار انجام گرفته است. روش پژوهش، آمیخته (ترکیبی) است که در آن داده‌های کمی و کیفی مورد نیاز، از طریق مصاحبه و پرسشنامه، جمع‌آوری شده است. پایایی پرسشنامه، با استفاده از روش آلفای کرونباخ (817/0)، محاسب چکیده کامل
        پژوهش حاضر با هدف بررسی عوامل تأثیرگذار بر ادامه تحصیل کارکنان بانک انصار انجام گرفته است. روش پژوهش، آمیخته (ترکیبی) است که در آن داده‌های کمی و کیفی مورد نیاز، از طریق مصاحبه و پرسشنامه، جمع‌آوری شده است. پایایی پرسشنامه، با استفاده از روش آلفای کرونباخ (817/0)، محاسبه گردید. به منظور انجام مصاحبه، با استفاده از روش نمونه‌گیری هدفمند، 13 نفر از مدیران بانک انصار و برای اجرای پرسشنامه، با استفاده از روش نمونه‌گیری تصادفی طبقه‌ای متناسب با حجم جامعه، تعداد 380 نفر از پرسنل شاغل در بانک انصار به عنوان نمونه انتخاب شدند. در پژوهش حاضر برای تحلیل داده‌های کیفی از روش کدگذاری استفاده شده است و داده‌های بخش کمی نیز با استفاده از روش t تک‌گروهی مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج یافته‌ها نشان داد که در حال حاضر انگیزه لازم برای ادامه تحصیل در افراد شاغل در بانک انصار وجود دارد ولی تدابیر و امکانات برای همگان مهیا نمی‌باشد جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        7 - ارائه چارچوبی برای استانداردسازی توسعه منابع انسانی در نظام‌های آموزشی
        رمضان جهانیان
        هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب استانداردسازی توسعه منابع انسانی در نظام‌های آموزشی است که به روش توصیفی از نوع پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری کلیه اساتید و مدرسین رشته‌ها و گرایش‌های علوم تربیتی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 کشوری به تعداد 255 نفراست و نمونه آماری چکیده کامل
        هدف پژوهش حاضر ارائه چارچوب استانداردسازی توسعه منابع انسانی در نظام‌های آموزشی است که به روش توصیفی از نوع پیمایشی اجرا گردید. جامعه آماری کلیه اساتید و مدرسین رشته‌ها و گرایش‌های علوم تربیتی واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 کشوری به تعداد 255 نفراست و نمونه آماری نیز مساوی جامعه آماری، که با استفاده از روش سرشماری انتخاب گردید. ابزار جمع‌آوری داده‌ها پرسشنامه محقق ساخته می‌باشد. نتایج به‌ دست آمده نشان دادکه ، چارچوب استانداردسازی توسعه منابع انسانی دارای چهار بعد و بیست و سه مؤلفه به شرح زیر می‌باشد. بعد تعهد، شامل: تعهد علنی جهت توسعه افراد در تمامی سطوح، آگاهی کليه کارکنان از چشم‌انداز و اهداف کلان، تدوين طرح جامع کسب و کار، تدوين نيازهای آموزشی و توسعه کارکنان، آگاهی کليه کارکنان از نقش خود در موفقيت سازمان، ارتباط مديريت ارشد با نمايندگان کارکنان و ارتباط مديريت ارشد با نمايندگان کارکنان می‌باشد. بعد طرح‌ریزی، شامل: تدوين منابع لازم آموزش و توسعه، ارزيابی نيازهای آموزش و توسعه با توجه به اهداف، طراحی فرايند ارزيابی نيازهای آموزش و توسعه، تعيين مسئوليت توسعه افراد در سراسر سازمان، صلاحيت مديران جهت توسعه کارکنان، تناسب اهداف و استانداردهای توسعه‌ای و پيوند اهداف آموزشی به استانداردهای خارجی است. بعد اقدام، شامل: معارفه کارکنان جديد و تعيين نيازهای آموزش و توسعه آن‌ها، توسعه مهارت‌های کارکنان متناسب با اهداف، آگاهی کارکنان از فرصت‌های توسعه، تشويق کارکنان در تعيين نيازهای آموزشی و نحوه تأمين آنها، اقدامات مؤثر جهت تحقق اهداف آموزش و توسعه و اقدامات مؤثر جهت تحقق اهداف آموزش و توسعه می‌باشد. بعد ارزیابی، شامل: ارزيابی نقش توسعه کارکنان در اهداف، ارزيابی نتايج آموزش و توسعه در سطوح فردی، گروهی و سازمانی و آگاهی مديريت ارشد از هزينه‌ها و منافع توسعه افراد است. جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        8 - راهبردهاي آموزش و توسعه کارآفرينان اجتماعي در ايران
        فرنوش اعلامی حمید رحیمیان
        هدف اين پژوهش ارائه راهبردهايي به منظور آموزش و توسعه کارآفرينان اجتماعي در ايران مي‌باشدکه به روش آميخته انجام گرفته است. در بخش کيفي با 12 کارآفرين اجتماعي که به روش هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عميق انجام گرفت و اشباع نظري حاصل گرديد و سپس به روش نظريه برخاسته از داده‌ چکیده کامل
        هدف اين پژوهش ارائه راهبردهايي به منظور آموزش و توسعه کارآفرينان اجتماعي در ايران مي‌باشدکه به روش آميخته انجام گرفته است. در بخش کيفي با 12 کارآفرين اجتماعي که به روش هدفمند انتخاب شدند، مصاحبه عميق انجام گرفت و اشباع نظري حاصل گرديد و سپس به روش نظريه برخاسته از داده‌ها و روش روايتي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفتند. کارآفرينان اجتماعي عواملي چون فرهنگ‌سازي و آگاهي بخشي عمومي، مطالعات تطبيقي و الگوبرداري، راهبري اثربخش‌تر نهادهاي سياسي و اجتماعي، توسعه فعاليت‌هاي مرتبط با آموزش کارآفرينان اجتماعي و نهادينه‌سازي کارآفريني اجتماعي در نظام آموزشي را مؤثر در آموزش و توسعه کارآفرينان اجتماعي در ايران بيان مي‌کنند. در بخش کمي پژوهش به منظور تأييد نتايج حاصل از بخش کيفي و تعميم پذيري داده ها، 5 فرضيه تدوين و سؤالات پرسشنامه بر اساس آن تنظيم گرديد. نمونه آماري بخش کمي پژوهش 58 نفر از بنيانگذاران و مديرعاملان موسسات خيريه در استان تهران بودند که به روش نمونه‌گيري دردسترس انتخاب شدند. سپس به روش آزمونt تک نمونه و آزمون فريدمن داده‌ها مورد تجزيه و تحليل قرار گرفت و همه مؤلفه‌ها تأييد و تنها دو زيرمؤلفه مورد تأييد قرار نگرفت جزييات مقاله
      • دسترسی آزاد مقاله

        9 - تحلیل وضعیت آموزش و بهسازی منابع انساني بنگاه‌ها از منظر مسئوليت اجتماعي
        منابع انساني توانمند یکی از مهم‌ترين و پایدارترین توانمندسازهاي سازماني است. در همه الگوهاي جامع تعالي سازماني، سهم زيادي به دانش‌افزایی، آموزش و بهسازی کارکنان به ‌عنوان يك توانمندساز مهم و اثربخش بر عملکرد و تعالي کارکنان و سازمان‌ها داده مي‌شود. به دليل اهميت، سهم و چکیده کامل
        منابع انساني توانمند یکی از مهم‌ترين و پایدارترین توانمندسازهاي سازماني است. در همه الگوهاي جامع تعالي سازماني، سهم زيادي به دانش‌افزایی، آموزش و بهسازی کارکنان به ‌عنوان يك توانمندساز مهم و اثربخش بر عملکرد و تعالي کارکنان و سازمان‌ها داده مي‌شود. به دليل اهميت، سهم و نقش دانش، نگرش و توانایی منابع انساني در عملکرد افراد و سازمان‌ها اكثر سازمان‌هاي پيشرو، سرمايه‌گذاري‌هاي گسترده‌اي براي دانش‌افزایی و بهسازی منابع انساني انجام مي‌دهند. تغييرات و چالش‌هاي محيطي بيانگر اين واقعيت است که موفقيت در عرصه رقابت به ویژه رقابت جهاني، تا حدود زيادي متأثر از نقش منابع انسانی دانشي، ماهر و توانمند است. توسعه منابع انساني در سازمان‌ها يك نوع تعهد متقابل بين افراد و سازمان‌هاست. در چارچوب اين تعهد متقابل، افراد با انجام وظايف محوله، داراي حقوق معيني نظير بهره‌مندي از فرصت توسعه و بهسازی مستمر مي‌شوند. به رغم اهميت و ارزش توسعه و بهسازی منابعانساني در موفقيت بنگاه‌ها و جوامع، برخي از سازمان‌ها و بنگاه‌هاي كسب و كار بالاخص در شرايط ركود اقتصادی، از استخدام دراز‌ مدت افراد و بهسازی آنها شانه خالی می‌کنند. در چنين موقعیتی، منابع انساني در مقياس ملي و بين‌المللي از ظرفيت‌هاي مناسب براي بروز توانمندي‌ها و استعدادهاي خود محروم مي‌شوند. در اين مقاله، با روش توصیفی- تحليلي و پيمايشي کیفی، ماهیت توجه بنگاه‌های کسب و کار ایرانی به موضوع اساسی آموزش و بهسازی منابعانساني از منظر مسئولیت اجتماعی بررسی و تبیین شده است. بر اساس اين پژوهش، باید توسعه و بهسازی منابعانساني در سطوح بنگاهی و ملی، يك مسئوليت با ارزش و اساسی در برابر صنعت، سازمان‌ها، دولت، سرمایه انسانی کشور و جامعه ملی و بین‌المللی، براي سازمان‌هاي مسئولیت‌پذیر امروزی باشد جزييات مقاله