مقاله


کد مقاله : 13960412814106768

عنوان مقاله : ارزیابی وضعیت موجود دوره¬های آموزشی و ارائه الگوی کیفی ارتقاء اثربخشی دوره¬های آموزشی (مورد: سازمان امور مالیاتی کشور)

نشریه شماره : 12 فصل بهار 1396

مشاهده شده : 193

فایل های مقاله : 791 KB


نویسندگان

  نام و نام خانوادگی پست الکترونیک مرتبه علمی مدرک تحصیلی مسئول
1 میترا عزتی ezati.m@ut.ac.ir استادیار دکترا
2 علیرضا یوزباشی ayouzbashi@gmail.com دانش آموخته دکترا
3 کریم شاطری Shatery20@gmail.com دانش آموخته کارشناسی ارشد

چکیده مقاله

پژوهش حاضر، با هدف ارزیابی وضعیت موجود دوره¬های آموزشی و ارائه الگوی کیفی ارتقاء اثربخشی دوره¬های آموزشی سازمان امور مالیاتی کشور به روش آمیخته انجام گرفته است. در بخش کمی جامعه آماری شامل کلیه کمک ممیزان، ممیزان و سرممیزان کشور است که به روش نمونه¬گیری خوشه¬ای در برخی از استان¬ها انتخاب شدند. همچنین دوره¬های آموزشی مالیاتی که طی دو سال اخیر برای کارشناسان اجرا شده است، مورد ارزیابی قرار گرفتند. جهت گردآوری داده¬ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی پرسشنامه مورد تائید صاحب‌نظران آموزشی و پایایی پرسشنامه با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ 96/0 گزارش گردید. تحلیل داده‌ها بیانگر آن بود که وضعیت موجود نیازسنجی دوره‌های آموزشی، اهداف دوره‌های آموزشی، محتوای دوره‌های آموزشی، مدرسان دوره‌های آموزشی، سازماندهی دوره‌های آموزشی، ارزشیابی دوره‌های آموزشی و انگیزش از دید کارشناسان سازمان امور مالیاتی در حد متوسط بوده است. نتایج فوق و انجام مصاحبه با خبرگان مالیاتی، نتایج نشان داد که عمده¬ترین آسیب¬های نظام آموزش سازمان امور مالیاتی شامل؛ نیازسنجی (سیستماتیک و علمی نبودن، جامع نبودن، کاربردی نبودن و عدم همکاری پرسنل سازمان در نیازسنجی)، اهداف دوره¬ها (عدم اطلاع‌رسانی، کلی بودن و محتوای نامناسب)، آسیب¬های محتوا (گستردگی سرفصل¬ها، نبود تیم تدوین محتوا و نظری بودن محتوا)، مدرسان (عدم صلاحیت، پرداخت نامناسب، روش تدریس نامناسب و معیوب بودن سیستم انتخاب مدرسان)، محیط و شرایط برگزاری دوره¬ها (امکانات و تجهیزات ضعیف و زمان نامناسب برگزاری دوره‌ها)، آسیب‌های اجرای دوره¬ها (عدم تفکیک کارآموزان، عدم حمایت مدیران، زمان اجرای دوره¬ها و اجرایی نبودن برخی‌ دوره¬ها)، ارزشیابی آموزشی (پیگیری نکردن اثربخشی آموزش، واقعی نبودن نمرات ارزیابی دوره¬ها و عدم همکاری سرپرستان در خصوص ارزیابی دوره¬ها)، انگیزه (نبود مکانیزم¬های برای تشویق و تنبیه افراد، انگیزه ناکافی کارآموزان و انگیزه ناکافی مدرس¬ها)، مشکلات فرهنگی (عدم باور سرپرستان به آموزش و نگاه نامناسب مدیران ارشد به آموزش) و نیروی انسانی (کمبود نیروی انسانی و استفاده نادرست از تخصص¬ها در آموزش) می¬باشد.